عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

209

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

مهم در اين باب آن است كه آن گروه با نظارت عثمان به ثبت آيات قرآنى پرداخته‌اند امّا بقيّهء مسائل همچنان مبهم است . به ديگر بيان ، اين كار به چه قصدى صورت پذيرفت ؟ در اين جا با دقت بسيار به مسأله مىپردازيم . اگر ما خبر شايع را ( با وجود مشكوك بودن در جزئيات ) بپذيريم ، نيّت خليفه را پاك و خالص مىيابيم . زيرا توجه به انديشهء مصحف نمونه [ امام ] تنها ضامنى بود كه راه را بر اختلافاتى كه در متن قرآن و تلاوت آن ايجاد شده بود ، مىبست لذا چنين طرحى بايد مورد رضايت تمام امّت قرار گرفته باشد . امّا ما از همان آغاز ، از خلال اطلاعات رسيده ، متوجه سوء تدبير و ناشىگرى خليفه يا برخى نيتهاى پنهان مىشويم . در واقع ، ارزش مصحف ابوبكر هر چه باشد ، به هيچ وجه بر ديگر مجموعه‌ها [ مصاحف ديگر ] امتيازى نداشته است ، بنابراين چه انگيزه‌اى عثمان را واداشته ، آن مصحف را به طور ويژه به عنوان اساس مصحف نمونه [ امام ] انتخاب كند ؟ تصور مىكنيم با تأمل در ساختار گروه مصحف نمونه [ امام ] بنابر آنچه كه اخبار پذيرفته شده گفته‌اند ، اين انگيزه را حدس بزنيم . خليفه‌اى كه روح آن طرح و اقدام بود ، مردى بود پرهيزگار و در برابر تأثيرات اطراف خود سخت تأثيرپذير . و از آن جايى كه نمايندهء حقيقى اشرافيّت مكّه بود ، نزد او گروهى هم پيمان و موافق با اين اشرافيّت گرد آمده بودند كه غالبا به همين نام عمل مىكردند . در آن گروه ، آنها انسانهاى مخلص براى منافع شهر مقدس مدينه بوده‌اند و سه نفر مكى ديگر كه در آن گروه شركت داشته‌اند از اشراف و خويشاوندان سببى و دامادهاى خليفه بوده‌اند كه ميان آنها منافع مشتركى وجود داشته است ، سعيد ، عبد الرحمن و ابن زبير ، هرگز نمىتوانستند متنى از قرآن غير از آنچه كه در شهرشان [ مكه ] به وجود آمده است را تصوّر نمايند ، با اين كه ، زيد از مدينه است ولى بدون شك از اين حيث تسليم آنها نبوده است . به دلايلى زياد ، انديشهء آغاز گروه بر طبق مصحفى ديگر ، براى آنها بىمعنا و غير جدّى بود زيرا مصحف ابىّ كار يك فرد مدنى بوده است كه نسبت به محل تولدش وفادار مانده بود « 1 » ؛ مصحف ابو موسى نيز قبل از هر چيز ، از فردى از اهالى

--> ( 1 ) قبلا دربارهء مشاركت ابىّ در بازنگرى و تصحيح مصحف عثمان سخن گفته‌ايم و اين خبرى است كه اساسا اين ادّعا را باطل مىسازد . نمىدانيم بلاشر چرا به اين شكل به مغالطه مىپردازد ؟ !